میدانی که؟!
دوستت دارم!
چه از اسمان به زمین بخوانی!
.
.
.
چه از زمین به اسمان!!!!!

+ نوشته شده در سه شنبه 1 تیر1389ساعت 17:18  توسط چپ دست
|
همچون موجی نا ارام
بار ها به ساحل تو برخورد میکنم
و غصه هایم درست مثل کف روی اب
از خاطرم محو میشود
حالا تو هر چقدر که میتوانی سنگدل باش
فرقی نمیکند!

+ نوشته شده در سه شنبه 1 تیر1389ساعت 11:24  توسط چپ دست
|
دلم
از اشک گرفته دلم از شب از همه تیرگی وهراس مرگ
دلم
از خودم گرفته که شدم نغمه سرای دل غمگین زمان

+ نوشته شده در سه شنبه 1 تیر1389ساعت 11:10  توسط چپ دست
|
پشت آن پنجره
خدایا ! دلم باز امشب گرفته
بیا تا کمی با تو صحبت کنم
بیا تا دل کوچکم را
خدایا فقط با تو قسمت کنم
***
خدایا ! بیا پشت آن پنجره
که وا می شود رو به سوی دلم
بیا،پرده ها را کناری بزن
که نورت بتابد به روی دلم
***
خدایا! کمک کن به من
نردبانی بسازم
و با آن بیایم به شهر فرشته
همان شهر دوری که بر سردر آن
کسی اسم رمز شما را نوشته
***
خدایا! کمک کن
که پروانه شعر من جان بگیرد
کمی هم به فکر دلم باش
مبادا بمیرد
***
خدایا! دلم را
که هر شب نفس می کشد در هوایت
اگرچه شکسته
شبی می فرستم برایت
عرفان نظر آهاری

+ نوشته شده در سه شنبه 1 تیر1389ساعت 10:19  توسط چپ دست
|